صفحه اول تماس با ما RSS                     قالب وبلاگ
  
•*•ღ.•* موسیقی ها و تکس ها •*•ღ.•*•ღ
بیا تو نترس 2
حسام پنجشنبه سی ام دی 1389

من در ساوه مشغول به کار هستم و علاقه مندم با شما دوستانی که در ساوه زندگی میکنید ارتباط داشته باشم 

در خواست همکاری در موزیک و راهیابی به گروه خط سبز از طریق:

TEL:09379601187

Email: hesam_bad@yahoo.com

قط برای بچه های ساوه

حسام پنجشنبه بیست و هفتم آبان 1389
سلام اسم من حسامه دوباره اومدم تا یکم با هم باشیم

لطفا برای بالا بردن کیفیت وبلاگ نظر بدید.   با تشکر.  مدیریت وبلاگ

 

 

دانلود دموی اهنگ سلام دادا از حسام رپ رام     دانلود

حسام یکشنبه بیست و ششم دی 1389
حسام یکشنبه بیست و ششم دی 1389
حسام دوشنبه بیست و دوم آذر 1389

عکس های سیاه سفید هنری و زیبا
































عکس های سیاه سفید هنری و زیبا
















عکس های سیاه سفید هنری و زیبا











حسام دوشنبه بیست و دوم آذر 1389
 


نقاشی های سه بعدی










نقاشی های سه بعدی












نقاشی های سه بعدی







حسام پنجشنبه بیست و هفتم آبان 1389
نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند
مثل آسمانی که امشب می بارد....
و اینک باران
بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند
و چشمانم را نوازش می دهد
تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم
حسام پنجشنبه بیست و هفتم آبان 1389
برای يك بار پريدن ، هزار هزار بار فرو افتادم

هيچ وقت رازت رو به کسي نگو. وقتي خودت نميتوني حفظش کني
چطور انتظار داري کسي ديگه‌اي برات راز نگهداره

هیچ انسانی دوست ندارد بمیرد، اما همه آنها دوست دارند به " بهشت " بروند...
اما ای انسانها... برای رفتن به " بهشت " ... اول باید مرد

سايت پيچك دات نت با ارائه خدمات جالب و متنوع در خدمت تمام فارسی زبانان جهان است

حسام چهارشنبه بیست و ششم آبان 1389

تکست اهنگ های بهرام 

افسوس 

افسوس واسه تو ای دل ساده                                                                                                 که هر کسی واست عقده ای فرستاده
هر کی که اومد جلوت گفت دلسوز تواِ
حالا می بینی باعث غم امروز تواِ
تو می خواستی زیر پرچم هیچ کس نری
به هر سیاست پستی تو نیشخند زدی
نگاها رو صدای تو شدن بیشتر شدید
ولی جوری که هستی تو رو هیچ کس ندید
تیغ و بکش، فکر نکنم خونت از رگ بیاد
وقتی حتی مادرتم ازت مدرک می خواد
دیگه خوشی ها رو تو زندگی تصور کن
فقط یادت می دن که به خدا توکل کن
مردم می خوان باری که رو دوش هست بردارن
پس تو رو طرد می کنن، خُب حقّم دارن
تو یه جوون احمقی و عشق رپ داری
به بالاسریاتم خیلی رشوه کم داری
تو زندگی عادّی رو دوست نداشتی
هر ثانیت شب بوده، روز نداشتی
ولی توی هنرت، موند بازم دوومت
توی مملکتی که نمایشِ سازم حرومه
آره کسی واسه تو قدمی ورنمی داره
ولی کسی توی مشکلاتت کم نمی ذاره
باید جای این که درد اون که هست بی تو حس کنی
بشینی و دونه های تسبیحتو بشمری

افسوس واسه تو ای دل ساده
که حتی تک تکه خنده هاتم گله داره
افسوس واسه تو ای دل ساده
که چشمای تو هر لحظه ای گریه داره
افسوس واسه تو ای دل ساده
که هر کسی واست عقده ای فرستاده
افسوس واسه تو ای دل ساده
که تو هفت تا آسمون نداری یه ستاره

افسوس واسه تو ای دل ساده
که حتی تک تکه خنده هاتم گله داره
من خوب می فهمم از غم ظاهرت
که حتی شک داری به مریمِ باکره
داری پیش خودت می گی که این بیراه نمی گه
حتی تصویر زندگیتم سیاه سفیدِ
تو می خواستی که عمرتُ هرز پس ندی
ولی فقط ورقای تقویمُ خط زدی
وقتی دیگه بیدار شدی تو خوابت سخته
حتی گریه کردنتم یادت رفته
مثلِ هفتاد میلیون احمقِ دیگه
حتی شعارای قشنگتم خامِت کرده
تو اَم یه جوونی، پیرتر از ننه بابات
که پره عقده شده دیگه از سرت تا پات


این پنج تا انگشتِ واسه مشتِ گره کن
حتی نمی تونی راحت باشی پشت تلفن
این که شهرم تو ظلمتِ عیب از منه؟
لابد اینم سنّتِ پیغمبره

چیه؟ غیر قابلِ هضمِ حرفام یکم؟
منتظری حقیقتُ توی اخبار بگن؟
ببین جوونایی که جای تیغ رو دستشون
اونایی که لبخندی نیست تو حرفشون
این دلِ من بود فهمیدی حرفاشو؟
بیخیال دونه های تسبیحت چند تا شد؟

 

دل نوشت

این یه جنگ بین منو عقاید مردمم
رنگ قلم رو ورقه فواید درد و غم
همه اشعار می ره به حساب سرگذشت
یه بیت می نویسم یه کتابه ترجمش
بنویسم از زخم زبونای خونواده
یا از ناخالصی هایی که موجود تو نژادت
تو منو دیدی تو خیابون سرم پایینه
سلاح من قلمه همه خطرم با اینه
پاهام سنگینه می بینم روزی رو که
نوک خنجر تو هم به خون بدنم رنگینه
چون سوادشو دارم که کلمات و با هم
جوری بچینم که بدونی توانشو دارم
دستم زحمت کشید راهش هموار بشه
حرفم می خواد با کلام خدا همکار بشه
طرفدار امروز دشمن سابقم
یه لشکر آدمه پشتمه ظاهرا
می گی از غم بوده بهرام هر بار نوشتی
تو صبح و از یه آدم بدخواه گرفتی
واسه شنیدن حرفام سرتو خم کن
این آهنگ درگوشیه یکم صداشو کم کن
د بازم اشک چشاتو داری با من می باری
که عکس منه تو اتاقت کاغذ دیواری
فلاش دوربینت تو صورتم ارزش داره
بهرام تنهای دیروز امروز ارتش داره
اگه زخم صدام یا که اخم نگام به خاطره اینه
اول تو دخمه صدام شکل گرفتو
اومدیم از زیر زمین
که الان از ته بساطمون می گیره کمین
همه الان ازم منتظره لغزشن
تا زیر بار سختیا منم خم بشم
زیرش بددلی خوابه یه جفت کفشی که پامه
آخه رپ واسه ما نبوده یه تفریح سالم
که خیلی چیزا سرفیدیم توی این راه
خون و اشک قاطی کردیم ما توی این کار

حرفای توی دل منم می شه سبب
که یه هدفن تو گوش باشه ، قلم جیب عقب
و توی 24 ساعت این کار منه
چون غمی نیست و باز راهت مثال تنت
وقتی که مرده تو قبره خفته
بگو بی خیال این دنیا مثل چاقوی کنده
زجرکش می کنه تو رو بی رحمه می دونی
ولی بازم یکی حرفتو می فهمه می خونی
دیگه جایی نگو بهرام چرت نوشتو
دری وری نبود حرفام ، دل نوشت بود

احساس درون

يه خيابونه ميدوني بهت رحم نداره پس
يه جونه از اين زندگي سهم نداره
از بز پس سوارتن منت رو دوشته
تا وقتي خط صاف ميكشن رو نوار غم
دفتر نقاشي بچگیهام نداره نقشي
جز ابرو بارونو,طوفان نداره نقشي
جرم من چیه چون كه سريه حرفم
دوست داري مجازاتم كنين از طريق مرگم
خدا بدون تو شاهدي منم شاعرم
مخلوقاتت تو اين دنيا
پي حفظ ظاهرن
جناب سربان جرمم چيه؟ نداره امكان
پشتم گرم باشه جايي جز ميله ي زندان
تحت تأثير با اراده ى مرگبار حرفم
تو هم مثل من جنازه ى در حال حركت
حرفام سوز داره ها بسوز چون منم سوختم
وصلهاى بي ربط اونا پشت سرم دوختن
بزار رك بگم تو دنيامون دوچيز هست
يكي خداوندو يكي حيوونهاي پست
ديگه بس نميخوام بحث مذهبي كنم
پس يه قلمو كاغذيه مشت مذهبي دونم
حرفي دارم بخاطرش راه دلم بسته شده
قلب كسى نميزنه غير از قلب خودت
اينجا وحشيترن از زمان فرعون
خوش اومدي به نيويورك جهان سوم



حسام چهارشنبه پنجم آبان 1389
اینجا ایرانه یه گربه ی هفت هزارساله ، که زندست تاوقتی که نفت خام داره..
اینجا چهارفصله ولی تو دل مردمش ، فقط برف زمستونو سرمایه داره
اینجا آیینه ها تو رو به تو نشون نمیدن ، ببین گربه منو به کجا کشونده میگم
مردم همه توی رویاهاشون قدم میزنن ، تقدیرو واسه همدیگه رقم میزنن
اینجا چوبه ی داره تنبیه انحراف ، واژه ی تظاهره معنی احترام
اینجا آبرو سی دی تو دسته بچته ، چیزی که دستتو بگیره دست حسرته
اینجا دین من توجیه کثافت کاریه منه ، تو یه مجرمیو حکم اسارت دادی به تنت
چی دوست داری بشنوی از این بشر ، خواهر روسری سرت کن که من تحریک نشم ؟؟
اینجا صف اول نماز پست و مقامه ، علم و تجربه رو از بین برده روابط
اینجا ریش بذار یقه ببند کارت رو غلتکه ، خنجرو غلاف کن بشو وارد تو محلکه
اینجاگفتن حقیقتم جواز نداره ، اونقدر مشکل داری که واست حواس نذاره
اینجا بچه ی 10ساله قمه به دسته ، مرض غرب زدگیه حالا زده به نسله

اینجا خاک اجداد منه ایران من ، داره هر روز بازم میشه ویرانه تر
چرا عادت داری بالاسرت شلاق باشه ؟ وقتی ستاره ای نداری تو شبهات آره
بنویس با خون مردم بی ستاره ، بنویس از جوونی که زندانو پیشه داره
بنویس عاقبت ماها در به درییه ، اینجا ایرانه گربه ی قلب زمینه

اینجا زندگی نمیکنن نفس میکشن ، طعم خون برادرو از رو هوس میچشن
اینجا مادربزرگامون قصه نمیگن ، آخه بچه ها دیگه ته قصه رسیدن
اینجا منتو به تلاش ترجیح میدن ، سر صندلی تو مترو هم درگیر میشن
اینجا گوش های مردم شعار پرستن ، به هم میگن پیدا نمیکنی تو هارتر از من !
آخه تفریح سالم جوونا سیگاریه ، دخترو زمین زدن از روی بیکاریه
اینجا ایرانه و از بالا خشگله همین ، توش که بیای یه چیزایی هست مشکله نگی
اینجا جای بحثای سیاسی فقط تو تاکسیه ، مهندس مملکتم پشت دخل واکسیه
اینجا نابغه هامون همشون بورسیه تو غربن ، نخوانم برن مجبورن راضی بشن قلبن
اینجا هرکی به خودش میگیره ژست سرباز ، حتی پرنده ها هم ندارن حس پرواز
اینجا واسه ی خودش داره هر کی قبله ای ، کسی فکر تو نیست تا وقتی زنده ای
کناره هر راه راست هزار تا بیراهه هستش ، آینده ای نداری چون ایران بیمار نسلش

تا بخوای بجنبی پشتیا زیرت میکنن ، خیلی راحت سختیا پیرت میکنن
چشمای منه بازم میشه از غم خیس ، قلمو میندازم توانی تو دستم نیست
فقط با رفتن راه میشه به جایی رسید ، اینجا واسه رسیدن راهی جز رفتن نیست

اینجا خاک اجداد منه ایران من ، داره هر روز بازم میشه ویرانه تر
چرا عادت داری بالاسرت شلاق باشه ؟ وقتی ستاره ای نداری تو شبهات آره
بنویس با خون مردم بی ستاره ، بنویس از جوونی که زندانو پیشه داره
بنویس عاقبت ماها در به درییه ، اینجا ایرانه گربه ی قلب زمینه ....

تکست آهنگ نامه ای به رئیس جمهور
واقعا مشکل مردم ما الان شکل موی بچه های ماست
خوب بچه ها دوست دارن موهاشونو هر جوری بزارن به منو تو چه ربطی داره
دولت باید بیاد اقتصاد رو سامان بده
فضای کشور رو آرامش ببخشه
امنیت روانی درست کنه
پشتیبانی بکنه از مردم
مشکل مهم جوانهای ما اینه که مدل موشون رو چه جوری بزارن و دولت هم نمیزاره
الان مشکل کشور ما اینه که مثلا فلان دختر ما فلان لباس رو پوشید
یا الان مشکل کشور ما اینه
یعنی مشکل مردم ما اینه

میخوام روشنی عقدمو خاموش کنم ولی نمیتونم حرفاتو فراموش کنم
وقتی قلم و کاغذم توی دست من بود پس مینویسم نامه ای به رییس جمهور
میخوام روشنی عقدمو خاموش کنم ولی نمیتونم حرفاتو فراموش کنم
وقتی قلم و کاغذم توی دست من بود پس مینویسم نامه ای به رییس جمهور

با عرض سلام خدمت رییس جمهور محترم
واسه گفتن این حرف میشمرم فرصتو مغتنم
تو که گوش میکنی به حرف هر سلیقه ای
میشه وقتتو به من بدی چند دقیقه ای
من نگرانم واسه تاریخ تحریف شده
واسه مغز جوونایی که تحریک شده
درد ما دوا نشد دکتر مملکت
که شعاراتون هم بدتر به ماها حمله کرد
مخم بیداره ولی ترجیح میدم باشه تو خواب
تا اینکه سینه ام بشه سنگ قبر آرزوهام
عمر من رفت به درک واسه نسل بعد
میخونم مثل اینکه فعلا به ما وصل درد
وصله کرد تیکه غمو بسکه من
میبینم نابغه هامون هم شدن نسل گرد
هیچ وقت تصور نمیکردم بشیم اینطوری
که داشته باشیم میلیونها جوون دین گریز
ملت خلاف میکنن تا برن زندون واسه جای خواب
خیلیها وقتی مردن عکسشون بدرقه نشد با یه قاب
میدونم حرفای من میخوره تهش به بن بست
ملت میرن مسجد هنوز تا کفش بدزدن
بخدا این همه ادعا نیشخند داره
ایران صادر میکنه دختر هیجده ساله
رو زمین نشستی فکر کردی که اوج پس
امید من به نجات در حد معجزست
تو خودت خوب میدونی چقدر شده درگیری زیاد
بخدا قرآن روی طاقچه گردگیری میخواد
فقط شعار که دنبالش هستین فقط تا ما
بشینیم قرآن به دست بکنیم فقط دعا
سند حرف منه چهره سطح شهر
یه چرخ بزن تو دوی نصف شب به بعد
نفس بکش این آسفالته که بوی خون میده
دقت کن یه جوون داره اون گوشه جون میده

میخوام روشنی عقدمو خاموش کنم ولی نمیتونم حرفاتو فراموش کنم
وقتی قلم و کاغذم توی دست من بود پس مینویسم نامه ای به رییس جمهور
میخوام روشنی عقدمو خاموش کنم ولی نمیتونم حرفاتو فراموش کنم
وقتی قلم و کاغذم توی دست من بود پس مینویسم نامه ای به رییس جمهور

تو گفتی دولت من دولت آرامشه
که ذهن مردم واسه حمایتت آماده شه؟
وسعت فکر منه از خزر تا خلیج فارس
نمیخوام ازمن بگیرنش بشه دریچه باز
برای بد شدن اوضاع و برای جنگ

حرفش مال تو عواقبش برای من
هنوزم بهت زده مو نشستم من به حیرت
که چرا جای خون نیکوتینه توی رگ غیرت
کاشکی منم محافظ داشتم که دورم وای میسادنو دم میزدم از امنیت
ولی خیلیها دنبالم هستم الان
که منو بگیرن یا که در رم از دست کلان
که اینم شده زنده بودن
حرفامو تموم میکنم میتونی قبولش کنی
یا به گرفتنم ظاهرا تمومش کنی
ولی بدون اگه بگیرم حتی خوی حیوون
قلمم با قدرت می چرخه حتی توی زندون

میخوام روشنی عقدمو خاموش کنم ولی نمیتونم حرفاتو فراموش کنم
وقتی قلم و کاغذم توی دست من بود پس مینویسم نامه ای به رییس جمهور
میخوام روشنی عقدمو خاموش کنم ولی نمیتونم حرفاتو فراموش کنم
وقتی قلم و کاغذم توی دست من بود پس مینویسم نامه ای به رییس جمهور
حسام جمعه نهم مهر 1389
دو پدر!!!!!!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پیج رنک

آرایش

طراحی سایت